گزارش ویژه دیدار با دلبر حیات وحش ایران

بر اساس پیشنهاد ارائه شده در شانزدهمین نشست متعاهدین کنوانسیون منع تجارت جهانی گونه های در معرض خطر انقراض (سایتیس)، در سال ۲۰۱۳ به سازمان ملل متحد، این سازمان طی نشست عمومی خود در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۱۳، روز سوم ماه مارس (۱۲ اسفند) مصادف با تاریخ پذیرش کنوانسیون سایتیس در سال ۱۹۷۳ را به عنوان روز جهانی حیات وحش معرفی کرده است. در اعلامیه صادره از سوی این کنوانسیون از کشورها خواسته شده تا براساس اهمیت گونه های مختلف گیاهی و جانوری اقداماتی را برای افزایش آگاهی عمومی و معرفی این روز به انجام برسانند.نگاهی به حیات وحش ایرانبا توجه به تنوع اقلیمی گسترده ای که در ایران داریم، کشورمان یکی از متنوع ترین ساختارهای حیات وحش دنیا را میزبانی می نماید. شناسایی بیش از 1140 گونه جانوری شامل 196 گونه انواع پستانداران، 530 گونه انواع پرندگان که خود به تنهایی معادل کل گونه های شناسایی شده در قاره اروپا و دو سوم گونه های شناسایی شده در خاور میانه را شامل می گردد، 227 گونه انواع خزندگان، 20 گونه انواع دوزیستان و 174 گونه انواع مختلف ماهیان آبهای داخلی خود سندی‌ست بر تنوع زیستی حیات وحش کشورمان. اما از سویی دیگر توجه به این نکته ضروریست که 74 گونه از انواع مختلف جانورانی که در کشور ما شناسایی شده اند، در فهرست قرمز رنگ IUCN قرار دارند، یعنی اگر در امر حفاظت از آنها سستی کنیم به سرنوشت شیر بیشه ارژن و ببر جنگل های مازندران دچار خواهند شد. در این میان اما یوز آسیایی (یوز ایرانی)، گور ایرانی، خرس سیاه و گوزن زرد از وضعیت به مراتب نگران کننده تری نسبت به 70 گونه در معرض خطر دیگر قرار دارند. با توجه به اینکه استان سمنان با دارا بودن پارک ملی کویر(گرمسار)، و پارک ملی توران (شاهرود)، از جمله آخرین میزبان های گونه در معرض انقراض یوز آسیایی محسوب می گردد، در این نوشتار بر آنیم تا به بهانه روز جهانی حیات وحش، به وضعیت زیستگاه این گونه نادر، تهدیدهای اصلی و روش های حفاظت از آن با محوریت “پارک ملی توران” بپردازیم. پارک ملی تورانتوران برای نخستین بار با استناد به مصوبه شماره 35 – 75 شورای عالی محیط زیست کشور از سال 1351 به عنوان “منطقه حفاظت شده” اعلام شد و به استناد مصوبه دبیرخانه انسان و کره مسکونی ملل متحد در سال 1976 به عنوان “ذخیره گاه” ارتقا یافت. در حال حاضر این پارک با وسعتی در حدود 1441523 هکتار در جنوب شرقی شهرستان شاهرود، مشتمل بر سه منطقه پارک ملی توران و ذخیره گاه زیست کره در حدود  101073 هکتار، پناهگاه حیات وحش توران و ذخیره گاه زیست کره در حدود 303330 هکتار و منطقه حفاظت شده توران در حدود 1037120 هکتار می گردد. از جمله گونه های گیاهی غالب این پارک می توان به قیچ، اشنان، تاغ، گز، اسکنبیل، بنه، بادام وحشی، درمنه، انواع گرامینه ها، وشق، کما و باریجه اشاره کرد. همچنین گونه های جانوری غالب این مجموعه عبارتند از؛ جبیر، آهو، قوچ و میش، پازن، گورخر ایرانی، یوز آسیایی، پلنگ، گربه وحشی، کاراکل، هوبره، زاغ بور، انواع پرندگان شکاری، بزمجه و انواع مارها. متاسفانه در حال حاضر حضور گله های گوسفند و شتر که برخلاف نص صریح قانون نگاهداری از پارک های ملی و مناطق تحت پوشش می باشد به بزرگترین عامل تهدید کننده گونه های گیاهی و جانوری مجموعه بدل شده است.یوز و گور ایرانیدر میان گونه های جانوری موجود در این مجموعه، دو گونه یوز آسیایی و گور ایرانی از جمله گونه های منحصر به فرد و البته در معرض انقراض می باشند. بر اساس گزارش های موجود در حال حاضر تعداد 150 راس گور ایرانی و حداکثر 20 قلاده یوز آسایی برای تداوم بقای خود مشغول دست و پنجه نرم کردن با تهدیدات طبیعی و غیر طبیعی موجود در زیستگاه توران هستند. از جمله عوامل طبیعی که تهدید کننده جدی بقای این دو گونه محسوب می شوند موضوع خشکسالی و کم آبیست که طی سال های اخیر موجب فقر شدید پوشش گیاهی منطق شده است. این تهدید گور ایرانی و سایر علف خواران را به طور مستقیم و به دلیل کاهش علوفه به عنوان غذای اصلی هدف قرار داده و موجب کاهش زاد آوری و جمعیت سایر علف خواران می گردد. کاهش زادآوری علف خواران منطقه، جمعیت یوز ها را نیز با خطر جدی مواجه ساخته است. چرا که علف خواران طعمه های یوز محسوب می گردند. با وجود این هر سال شاهد ورود دست کم 50 هزار راس دام از سایر مناطق استان به این مجموعه هستیم که البته این آمار در سالهای پرباران که پوشش گیاهی اندکی جان می گیرد تا 200 هزار راس هم گزارش شده است. حضور این تعداد انبوه میهمان ناخوانده در مراتعی که در اکثر سال ها توان تعلیف حیات وحش منطقه را ندارد یکی از عوامل جدی آسیب رسان به حیات وحش توران است. اما موضوع به همین جا ختم نمی شود. معمولا به همراه انبوه گله ها، تعداد زیادی سگ گله نیز هر سال وارد توران می شود. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، توران هر ساله میزبان دست کم 1000 قلاده سگ گله است. حضور سگ ها در منطقه بویژه در فصل بهار که مصادف است با زادآوری یوز و آهو و جبیر و … هر ساله فجایعی دلخراش را به همراه داشته است، چرا که سگ های گله اقدام به تعقیب یوز و توله هایش و همچنین آهو و بره هایش می نمایند. سرنوشت غم انگیز “کوشکی”، یوز نری که  چند سالیست از زادگاهش توران، به جاجرم تبعید شده و “دلبر” ماده یوزی که مادر و یکی دیگر از اعضای خانواده اش را در اثر حمله سگ های گله از دست داده و اکنون در محوطه محصوری به مساحت حدود 200 مترمربع در پارک ملی توران نگاه داری می شود، موید این ادعاست.با توجه به اهمیت حفاظت از یوز آسیایی، صبح روز جمعه مورخه 25 بهمن ماه 1392، به همت “جمعیت دیدبان طبیعت شاهرود”، اردوی علمی –  آموزشی دیدار با “دلبر”، یوز آسیایی که در شرایط اسارت در پارک ملی توران نگاه داری می شود برگزار شد. در ابتدای ورود به منطقه پارک ملی توران، محوطه ای به مساحت 600 هکتار که توسط حصارهای فلزی بلند از سایر قسمت ها جدا شده بود جلب توجه می کرد و البته تابلویی غول آسا که بر روی آن چنین نوشته شده بود؛ “مرکز علمی تحقیقاتی ذخیره گاه زیستکره توران”نقشه پارک ملی توران(قسمت ارغوانی)، پناهگاه حیات وحش توران(قسمت سبز)، و منطقه حفاظت شده توران(قسمت زرد)محوطه 600 هکتاری حصار کشی شده برای تحقیقات علمی ذخیره گاه زیستکره توراندر ابتدای امر مشاهده این تابلو و آن حصارهای بلند، نور امید را بر دلهای دوست داران حیات وحش تاباند چرا که بیانگر حرکتی علمی برای جلوگیری از انقراض یوز و گور ایرانی بود. اما جلوتر که رفتیم و البته به کمک دوربین های قوی، تنها موفق به دیدن 4 راس گور ایرانی و همین تعداد آهو در این محوطه بسیار وسیع شدیم. پرسش ها یکی پس از دیگری مطرح می شد بدون آنکه پاسخی قانع کننده دریافت شود… پس تحقیقات و مرکز عملی که روی آن تابلوی غول آسا نوشته شده بود کجاست؟ تا کنون چه تحقیقاتی روی گور ایرانی انجام شده و نتیجه آن چه بوده؟… نتیجه را اینگونه یافتیم که ماحصل این هزینه سنگین برای محصور کردن محوطه 600 هکتاری، تولد تنها یک راس کره گور ایرانی بوده که آن هم به دلیل جمعیت اندک ماده ها از سوی نر گله هلاک شد… اما حدود یک کیلومتر آن سوتر فضایی محصور و به مراتب کوچکتر، جلب توجه می کرد. آنجا “کاخ تنهایی دلبر حیات وحش ایران”بود و دلبر، یکه و تنها، لمیده بر روی سقف سیمانی اتاقکی نه چندان در شان و جایگاه این گونه ی در معرض انقراض، حمام آفتاب می گرفت. همانطور که در مقدمه به آن پرداختیم، 3 سال پیش، ماده یوزی که به همراه 2 توله اش مشغول گشت و گذار و شاید هم مشغول آموزش شکار بودند، در محدوده پارک ملی توران مورد هجوم سگ های گله قرار گرفتند. مادر و یکی دیگر از توله ها توسط سگ ها دریده شدند ولی توله ماده که اکنون دوران اسارت خود را سپری می کند و دلبر نام گذاری شده، توسط محیط بانان خدوم پارک ملی توران نجات می یابد. اما نجات دلبر، هزینه گزافی را برای او رقم زد… اسارت ابد… شاید اگر از سرنوشت خود آگاه می بود زودتر از مادر، بدن نرم خود را به دندان های تیز سگ ها می سپرد… به هر حال سرنوشت دلبر چنین بود تا اسیر انسان هایی شود که خود را متولی او می دانند ولی هیچ برنامه ای برای آینده او ندارند… حتی در محلی که روی تابلوی آن چنین نوشته اند؛ “مرکز علمی تحقیقاتی ذخیره گاه زیستکره توران”دلبر از آنجایی که از دوران تولگی در شرایط اسارت تربیت شده، امکان آزادی ندارد. چرا که با اصول اولیه شکار و دفاع از خود آشنا نشده و به همین دلیل رها سازی او در طبیعت موجب تلف شدن او خواهد بود. اما آیا این دلیلی برای تلف کردن عمر این موجود زنده که مثل همه موجودات دیگر از حق طبیعی زیستن برخوردار است می شود؟ آیا دلبر تنها به دلیل اینکه انسان ها جانش را نجات دادند باید تا پایان عمر در اسارت به سر برد؟ اما برای دلبر چه می توان کرد؟کاخ تنهایی دلبر در پارک ملی توراندلبر حیات وحش ایران روی سقف خانه اشبر اساس بررسی های صورت گرفته، امکان زاد آوری و نسل کِشی از یوزها در شرایط اسارت به شرط آنکه محوطه محصور کننده آن ها بیش از 5000 متر مربع باشد وجود دارد و این امر در دنیا مسبوق به سابقه است. برای مثال تکثیر یوز در شرایط اسارت از سال 1982 در باغ وحش سن دیگو آغاز شده واین خود گواهی بر امکان زادآوری یوز در شرایط غیر طبیعی زیست گاه آن می باشد. ما نیز به عنوان آخرین میزبانان این گربه سان زیبا می توانیم از این تجربه عملی استفاده کنیم. فراهم کردن فضای محصور به مساحت 5000 متر مربع در “مرکز علمی تحقیقاتی ذخیره گاه زیستکره توران” کار سخت و حتی هزینه بری نیست چرا که همانطور که به آن پرداختیم در حال حاضر فضایی به مساحت 600 هکتار حصار کشی شده که تنها در اختیار 4 راس گور و 4 راس آهوست. با صرف هزینه ای اندک می توان 5000 متر مربع از این فضا را جداسازی کرد و برای زاد آوری دلبر اختصاص داد. مورد دیگر تهیه یوز نر است. باز هم همانطورکه در مقدمه به آن پرداختیم، کوشکی یوز نریست که معلوم نیست به چه دلیل از توران که زیستگاه اصلی او بوده به جاجرم تبعید شده. آیا فراهم آوردن امکان بازگشت کوشکی به توران کاری  غیر ممکن، سخت و حتی هزینه بر است؟ بی شک می توان با اعمال مدیریتی صحیح، به کوشکی و دلبر امکان زاد آوری و در کنار هم زیستن داد. اینکه یوز ماده، تنها در توران باشد و یوز نر تنها در جاجرم، با کدام قواعد علمی، تحقیقاتی و حتی انسانی مطابقت دارد؟ از سوی دیگر به یاد داریم طی همین چند سال گذشته، برنامه ای برای انتقال 2 قلاده ببر سیبری از روسیه به پناهگاه حیات وحش میانکاله در بهشهر  در ازای تحویل دو قلاده پلنگ ایرانی، با پی گیریهای بسیار دولت های ایران و روسیه اجرایی شد. هر دو دولت در پی زاد آوری این دو گربه سان بودند. یکی برای احیای پلنگ در سیبری و دیگری برای احیای ببر مازندران! هر چند دو قلاده ببر در اثر بیماری مشمشه تلف شدند و پروژه در ایران به ثمر ننشست، ولی همین اقدام موید این حقیقت است که اگر بخواهیم و عزمی جزم داشته باشیم می توانیم برای زادآوری یوزها نیز در سرزمین مادریشان اقدام کنیم.امروز وظیفه همه دوست داران حیات وحش ایران ایجاب می کند تا به هر شکل ممکن برای با هم زیستن این دو یوز، تکثیر نسل و پایان دوران تنهایی آنها اقدام کنند.اما توجه به این نکته ضروریست که کوشکی و دلبر برای زادآوری تنها یک سال دیگر فرصت دارند چرا که کوشکی در آستانه پایان 9 سالگی و ورود به آخرین سال توانایی تولید مثلش قرار دارد… دوست داران حیات وحش! اکنون باید کاری کرد، فردا حتما دیر است.دلبر آینده ی خود را می جوید… آینده ای نه چندان روشن که ناشی از بی برنامگی ما انسان هاستعکس ها از آقای امین ولیان و خانم لیلی قاسمی*عضو جمعیت دیدبان طبیعت شاهرودhr.golzar@gmail.com